تبليغاتX
حكايت

حكايت

ما چو خود را بر سخن آغشته ایم از حکایت ما حکایت گشته ایم

فریاد من

هیچ کجا هیچ زمان فریاد زندگی بی جواب نمانده است

به صداهای دور گوش می دهم از دور به صدای من گوش می دهند

من زنده ام فریاد من بی جواب نیست

 قلب تو جواب فریاد من است

 

+ نوشته شده در  24 Aug 2010ساعت 12:49 بعد از ظهر  توسط فرزانه نجارنژاد  | 

تاکنون از این شهید نامی شنیده اید؟

ترانه موسوی نام شخصی است که به گفته رهبران و رسانه‌های جنبش سبز در حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم ایراندستگیر شده و به گفته برخی رسانه‌های سبز مورد تجاوز قرار گرفته و کشته شده‌است.رسانه‌های حکومتی و برخی دیگر از منتقدین وجود چنین شخصی را تکذیب می‌کنند. انتشار خبر دستگیری و تجاوز به وی همزمان با انتشار اخبار مختلفی پیرامون سرکوب شدید و شکنجه معترضان توسط نهادهای اطلاعاتی و نظامی ایران بود. شکنجه‌ها منجر به چند فقره قتل شد و با بالاگرفتن اعتراضات برخی از مقامات قضایی ایران از جمله سعید مرتضوی دادستان تهران برکنار و ادعا شد که بازداشتگاه کهریزک بسته شده‌است. مسئله نقض حقوق بشر و شکنجه زندانیان از جمله زنان همواره در ایران مطرح بوده و در سالهای دهه هفتاد وهشتاد موارد مشکوکی همچون زهرا کاظمی فهیمه دری نوگورانی (همسر سعید امامی از مقامات بلند پایه اطلاعاتی ایران ) ، زهرا بنی‌یعقوب روی داد که یا رسیدگی نشد و یا رسیدگی مورد اعتراض بازماندگان قرار گرفت.

مرتضی الویری ( یکی از نزدیکان کروبی ) حتی یک سال پس از این واقعه نیز بر صحت دستگیری ترانه موسوی تاکید اما گفت که قادر به ارائه اطلاعات بیشتر نیست. به هر صورت سرنوشت این خبر تا کنون بطور دقیق روشن نشده‌است.

پخش خبر بازداشت و قتل توسط چند وبلاگ

موضوع دستگیری ترانه موسوی از زمانی وارد محیط برخط و اینترنت می‌شود که در روز۲۴ تیر ۱۳۸۸ (۱۴ ژوئیه) وبلاگ «ایرانیان چپ» خبر دستگیری فردی بنام ترانه موسوی که مشکوک به شکنجه و تجاوز است را منتشر نمود. این خبر به سرعت در محیط برخط منتشر گردید و واکنشهای زیادی را در پی داشت. [۱] در این خبر جنجالی که به برخی از رسانه‌های غربی نیز راه یافت اطلاعاتی همراه با یک عکس از این دختر جوان منتشر گردید و اعلام شد که خانواده این دختر جوان پس از تماسی تلفنی از یک بیمارستان مبنی بر بستری شدن او به علت جراحت در دستگاه تناسلی به بیمارستان مراجعه می‌کنند ولی دخترشان را در آنجا نیافته و مدتی بعد جسد سوزانده شده او را در منطقه‌ای دیگر می‌یابند.[۱][۲]

طبق این روایت، ترانه موسوی که در تقاطع خیابانهای میرداماد و شریعتی کلاس آرایشگری داشت، ماشین خود را در یکی از خیابان‌های فرعی بین حسینیه ارشاد و میرداماد پارک کرده بود و در تماسی تلفنی با یکی از دوستان خود قرار گذاشته بود قبل از رفتن به آموزشگاه به مسجد قبا سر بزند و آنجا یکدیگر را ببینند.در روز ۷ تیر مراسمی به مناسبت سالگرد انفجار در دفتر حزب جمهوری اسلامی و ترور عده از اعضای حزب از جمله ایت الله بهشتی در مسجد قبا برگزار گردید. فرندان بهشتی از مشاوران ارشد موسوی بودند واین مراسم با استقبال شایان توجه هواداران جنبش سبز که از ۲۲ خرداد در حال اعتراض به نتایج انتخابات بودند مواجه گردید و عده‌ای دستگیر شدند. هنگامی که دوست ترانه به محل قرارشان رسید دید ترانه دستگیر شده و سوار یک ون شد. ترانه موسوی در محل بازداشت موقتش که ساختمانی در نزدیکی خیابان پاسداران بود، شماره تلفن خود را به دستگیر شدگان دیگر داده و از آنان می‌خواهد در صورتی که آزاد شدند با خانواده‌اش تماس بگیرند و دستگیری او را به خانواده‌اش اطلاع دهند.[۳]

بر اساس این روایت،یکی از شاهدان عینی گفته است

« «نیروهای ضد شورش و لباس شحصی روز هفتم تیر من و تعدادی از دستگیرشدگان را سوار بر ون‌هایی به ساختمانی در اطراف میدان نوبنیاد بردند و به آزار جسمی و روحی ما پرداختند. برخی از دستگیرشدگان را در همان بعد از ظهر به زندان اوین منتقل کردند اما من و بقیه را آزاد کردند. ترانه در میان ما بود. او دختری زیبا، خوش‌اندام و شیک‌پوش بود و بازجویی‌اش از همه بیشتر طول کشید. چشم‌هایش سبز بود. من و تعدادی را همان شب آزاد کردند و تعدادی را نیز پیش از آزادی ما به جاهای دیگری فرستادند. اما نیروهای لباس شخصی ترانه را همان‌جا نگه داشتند و حتا به او اجازه ندادند تا با مادرش تماس بگیرد.»  »


پس از حدود سه هفته که خانواده‌اش از وی بی‌خبر بودند افرادی ناشناس در تماس تلفنی به مادر ترانه گفت دخترش در بیمارستان امام خمینی کرج بستری است. آنها دلیل بستری بودن وی در بیمارستان را تصادف در حومه خیابان شریعتی و پارگی رحم و مقعد عنوان کردند. همچنین تأکید کردند بستری‌شدن ترانه به تجمع مسجد قبا بی‌ارتباط است. سپس گفتند ترانه مشکل ناموسی داشته‌است و به همین دلیل می‌خواسته با شلنگ سرم، خود را حلق‌آویز کند. در پی این تماس تلفنی، خانواده ترانه موسوی به آن بیمارستان مراجعه کردند اما نتوانستند او را بیابند. مسئولان بیمارستان گفتند شخصی با این نام در این بیمارستان بستری نیست.[۴] اما یکی از کارکنان بیمارستان به آنها گفت لباس شخصی‌ها خانمی با مشخصات ظاهری ترانه را در حالی که بیهوش بود به بیمارستان آوردند و در همان حالت بیهوش او را برگرداندند.در این خبر گفته شد که احتمال تجاوز جنسی به او وجود دارد.[۵] و پدر ترانه موسوی نیز که بیماری قلبی دارد در پی بی‌اطلاعی از ترانه که تنها فرزندش بوده‌است در خانه بستری شده‌است.[۴]

طبق این روایت، یکی از دوستان ترانه از یافت جسد سوختهٔ ترانه موسوی در اطراف قزوین خبر داده و عنوان شد که به نظر می‌آید خانواده او از سوی مقامات امنیتی تحت فشار شدید و تهدید هستند. آنها از ارائه توضیح بیشتر به دوستان ترانه خودداری کرده و حتی زمان و مکان تشییع جنازه ترانه را مشخص نکرده‌اند.[۳]



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  29 Jun 2010ساعت 2:53 قبل از ظهر  توسط فرزانه نجارنژاد  | 

به امید آزادیت



شیوا نظر آهاری در حال تعمیر ساختمان جمعیت حمایت از کودکان کار وخیابان,جنب پاسگاه

نعمت آباد

+ نوشته شده در  27 Jun 2010ساعت 0:33 قبل از ظهر  توسط فرزانه نجارنژاد  | 

خودت قضاوت کن؟!!!


+ نوشته شده در  26 Jun 2010ساعت 3:16 بعد از ظهر  توسط فرزانه نجارنژاد 

در شهر هرت

- شهر هرت جايي است که رنگ هاي رنگين کمان ، مکروه اند و رنگ سياه مستحب است .

- شهر هرت جايي است که اول ازدواج مي کنند بعد همديگر را مي شناسند .

- شهر هرت جايي است که بهشت اش زير پاي مادراني است که حقي از زندگي و فرزند و همسر ندارند .

- شهر هرت جايي است که درخت ها ، علت اصلي ترافيک هستند و بريده ميشوند تا ماشين ها راحت ترحركت كنند .

- شهر هرت جايي است که کودکان زاده مي شوند تا عقده هاي پدر و مادرهايشان را درمان کنند .

- شهر هرت جايي است که شوهرها انگشتر الماس براي همسران شان ميخرند اما حوصله ي 5 دقيقه قدم زدن با هم را ندارند .

- شهر هرت جايي است که با ميلياردها پول ، بعد از ماه ها فقط مي توان براي مردم زلزله زده ، چند چادر

برپا کرد .

- شهر هرت جايي است که خنده نشان از جلف بودن دارد.

- شهر هرت جايي است که مردم سوار تاکسي مي شوند تا سريع به محل كارشان برسند تا كار كنند و هزينه ي تاکسي را به دست آورند .

- شهر هرت جايي است که نيمي از مردم اش ، زير خط فقر هستند اما سريالهاي تلويزيوني اش را در کاخ

ها مي سازند .

- شهر هرت جايي است که گريه محترم و خنده محکوم است .

- شهر هرت جايي است که در آن ، وطن مفهومي ندارد .

- شهر هرت جايي است که هرگز آن چه را بلدي ، نبايد به ديگري بياموزي .

- شهر هرت جايي است که در آن ، دوست داشتن و دوست داشته شدن ، احمقانه است.

- شهر هرت جايي است که در فرودگاه آن ، مي تواني برادر و پدرت  ببوسی و نميتواني همسرت را  ببوسي

- شهر هرت جايي است که وقتي از دختري مي پرسند : مي خواهي با اين آقازندگي کني ؟

مي گويد : نمي دونم هر چی بابام بگه!

- شهر هرت جايي است که وقتي قصد ازدواج داري ، 500 نفر را به شام دعوت ميکني تا درباره ي بدي و

زشتي و نفهمي تو صحبت كنند .

- شهر هرت جايي است كه مردم اش ، پول شان را توی چاه میریزند و دعا میکنند که خدا آن ها را از فقر

نجات دهد

.- شهر هرت جایی است که در آن ، دلال و دزد به مهندس و دکتر ، فخر میفروشند .

- شهر هرت جایی است که مردگان مقدس اند و از زنده ها محترم تر اند .



شهر هرت جايي است كه ……… .


اين شهر چه قدر به نظرم آشنا ست

www.hoseintaheri.com
+ نوشته شده در  26 Jun 2010ساعت 2:34 بعد از ظهر  توسط فرزانه نجارنژاد  | 

دل خوش از آنيم که حج ميرويم غافل از آنيم که کج ميرويم

دل خوش از آنيم که حج ميرويم

غافل از آنيم که کج ميرويم


کعبه به ديدار خدا ميرويم 

 

او که همينجاست کجا ميرويم

حج بخدا جز به دل پاک نيست


شستن غم از دل غمناک نيست

دين که به تسبيح و سر وريش نيست


هرکه علي گفت که درويش نيست

صبح به صبح در پي مکر و فريب


شب همه شب گريه و امن يجيب

+ نوشته شده در  22 Jun 2010ساعت 4:42 بعد از ظهر  توسط فرزانه نجارنژاد 

جهان..................

فقط در ژاپن!

فقط در تایلند!

فقط در هند!


فقط در استرالیا!

فقط در تگزاس!

فقط در ایران!

+ نوشته شده در  22 Jun 2010ساعت 4:41 بعد از ظهر  توسط فرزانه نجارنژاد  | 

دست نوشته شهید چمران درباره تبدیل انقلاب به لجنزاری از ظلم و خودخواهی برای نخستین بار منتشر می شود

+ نوشته شده در  22 Jun 2010ساعت 3:24 بعد از ظهر  توسط فرزانه نجارنژاد 

بیانیه سروش به آیت الله خامنه ای

دکتر عبدالکریم سروش در نامه‌ای که ا منتشر کرد، آیت‌الله خامنه‌ای را به خاطر سخنرانی‌اش در ۱۴ خرداد اخیر  سرزنش کرد و آنرا خطابه‌ای پرخطا خواند. سروش، «خود علی خوانی» رهبر جمهوری اسلامی که خود را در «محاصره دشمنان» می‌بیند را کج خیالی و قیاس باطل عنوان کرده است و می‌نویسد که «مالیخولیای دشمن ستیزی» رهبری قوت بیشتر یافته است

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  21 Jun 2010ساعت 10:52 قبل از ظهر  توسط فرزانه نجارنژاد 

بیانیه مهم مهدی کروبی در مورد اختیارات ولایت فقیه.

بسم الله الرحمن الرحیم

  ملّت بزرگ و شریف ایران  یک سال از حضور با شکوه و پرشعور شما در انتخابات ریاست جمهوری دهم گذشت. حضور پرشور شما در آن انتخابات، گواه تمایل تان برای اعمال حق تعیین سرنوشت خود در امور مملکت تان بود که متاسفانه اما عده ای بر اساس تئوری ای که مردم را ناصر حکومت و ولی فقیه می داند نه ناصب آن، به جای شما تصمیم گرفتند و رای خود را به نام شما خواندند. یکسال از چنین انتخاباتی گذشت و در این یک سال، فراز و نشیب بسیار دیدیم. دیدیم که چگونه اصحاب قدرت پرده حجب و حیا را دریدند، و هزینه این بدنامی را برای حکومت اسلامی خریدند و شهروندان این مملکت را که از رای شان می پرسیدند در خیابان ها به شهادت رساندند و بسیاری را به خاک و خون کشیدند و زندان ها را از فرزندان این نظام و انقلاب پر کردند. آنچه در این یکسال غایب بود “حقوق ملّت مندرج در فصل سوم قانون اساسی” بود و آنچه جای آن را گرفته بود پا فشاری اصحاب قدرت بود بر بکارگیری زبان زور و شکستن تمامی حرمت ها. ما اما به رغم تمامی این تلخی ها و سیاهی ها همچنان امیدواریم که قطار خارج شده از ریل قانون اساسی، انقلاب و امام به راه اصلی خود بازگردد و خطاکاران توبه کنند و راه گفتگو و تعامل هموار شود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  21 Jun 2010ساعت 10:41 قبل از ظهر  توسط فرزانه نجارنژاد